| افاضاتي چند از پسر خاله مونا |
|
Sunday, January 20, 2002
● امشب يووه با آتالانتا بازي داره0در طي همين 3-4 روز پيش هم باهاشون بازي کرديم0اون Ú©Ù‡ بچه بازي بود0ذخيره هامون رو بازي داده بوديم0نتيجه هم مهم نبود چون پشتوانه زيادي از بازي رÙ�ت داشتيم0اما امشب داستان Ù�رق مي کنه! امشب باهاس ببريم تا از قاÙ�له عقب نيÙ�تيم0بايد ديد پارما Ùˆ اودينزه جلمشو دارن از اينتر Ùˆ رم امتياز بگيرن يا نه0
........................................................................................اما دربي خودمون0بازي واقعا در Ø³Ø·Ø Ù¾Ø§ÙŠÙŠÙ†ÙŠ برگزار شد0پروين به نتيجه دلخواه خودش دست ياÙ�ت0اما ما آبيها چي؟ آيا واقعا نمي شد با انجام تعويض Ùˆ تزريق نيروي تازه Ù†Ù�س به تيم،آنرا دگرگون کنيم؟ من هميشه به پورØÙŠØ¯Ø±ÙŠ Ø¨Ù‡ عنوان ÙŠÚ© مربي ترسو نگاه مي کنم0بايد نوآوري داشت0همه در ØØ§Ù„ پيشرÙ�ت،ما 0000000 Ù…Ú¯Ù‡ همين ما نبوديم Ú©Ù‡ به بلاژ انتقاد مي کرديم Ú©Ù‡ چرا Ú©Ù… تعويض مي کني چرا اينقدر Ù…ØØ§Ù�ظه کاري0ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ نوبت ما شده انگار ما از اون بابا بيشتر ترسوييم □ نوشته شده در ساعت 12:53 AM توسط Ali
|